گنجشکی مرتبا به آتش نزدیک میشد و بر میگشت....
از او پرسیدند چه میکنی؟
در جواب گفت: در این نزدیکی چشمه ای است، من نوکم را پر از آب میکنم و روی آتش میریزم ....
گفتند: حجم آتش در مقایسه با اندک آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و کار تو بی فایده است...
گنجشک گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم
اما وقتی خداوند پرسید زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟
پاسخ میدهم: هر آنچه از من بر می آمد!!!!!!
دوستی صمیمانه با خدا...
ما را در سایت دوستی صمیمانه با خدا دنبال میکنید
برچسب: معرفت, رضای خدا ,گنجشک, تلاش, همت, آتش, گنجشگک, گنجشگک و آتش,
نویسنده: سربازگمنام
بازدید: 310
تاريخ: يکشنبه
20 اسفند
1391 ساعت: 6:25